بهاربهار، تا این لحظه: 10 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

زندگی مامانی

اولین مسافرت

1394/2/27 0:00
نویسنده : ریحانه
115 بازدید
اشتراک گذاری

اولین مسافرت جوجه ی مامان یه مسافرت 2 روزه به اردبیل بود, خوب بود و خوش گذشت فقط وقتی رفتیم آبگرم و بهم گفتن نمی تونی بری داخل آب یکم نگرانت شدم که نکنه واست اتفاقی بیوفته و برای همین داخل آب نرفتم.

چند روز پیش از مسافرت آزمایش کلی دادم و وقتی دکتر گفت قندم داره میره بالا و کبدم مشکل داره انگار که آب سرد ریختن روم, نمی دونم چرا ولی این روزا دلم خیلی نازک شده و اون روز خیلی خودمو کنترل کردم که گریه نکنم.

حالا مجدد برام آزمایش نوشته و امیدوارم مشکلم جدی نباشه.

نگرانه توام دوست ندارم از حالا اذیت بشی.

راستی خاله طیبه 2 هفته خونه مادر بود و چون نتونستم برای دیدنشون برم ناراحتم, آخه دلم واسه آراد خیلی تنگ شده بود.

خیلی دوست دارم و میبوسمت جوجه ی من.

 

 

پسندها (3)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (2)

مادر دردانه
31 اردیبهشت 94 0:32
خیلی دوست داشتم بیای ببینمت حیف که نشد از این فرصتا کم پیش میاد دوری خیلی بده هیچ وقت فکر نمی کردم دوری تا این حد واسم سخت باشه ایشالله نی نی کوچولو صحیح و سالم به دنیا بیاد[سلام منم همین طور که متاسفانه جور نشد.خیلی روزا میشینم حسرت روزایی رو می خورم که همه کنار هم بودیم. خیلی زود گذشت.]
مامانش
6 مرداد 94 0:07
منم بعد از به دنیا اومدن پسرم خیلی دل نلزک شده بودم.طبیعیه.ایشاله که کوچولوهامون سلامت باشن سایه ما هم بالا سرشون.][ان شا الله عزيزم]